تبليغاتX
عطر بهار نارنج























عطر بهار نارنج

چون میگذرد غمی نیست همین هم که میگذرد درد کمی نیست

 

فقط منتظر بمان..

آن ها که آزارت می دهند، سرانجام به خود آسیب می زنند.

و اگر بخت مدد کند،

خداوند اجازه می دهد... تماشاگرشان باشی !!

نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت توسط مهدی| |

این که دوس دارم بشینم تا ابد

تا ته دنیا تو رو نگا کنم

اینکه بغض همیشه مهمون گلومه و می خوام

از ته دلم تو رو صدا کنم



*اگه عشق نیست پس چیه؟!



وقتی دلتنگی مجالم نمی ده

 
آرزوم یه بار تورو بوسیدنه

وقتی هرلحظه واست فدا می شم

غم قلب من تورو ندیدنه

*اگه عشق نیست پس چیه؟!



اگه دیوونت دیگه نمی تونه

واسه دیگری دس تکون بده

عکست و اگه می خواد با افتخار

به تمام آدما نشون بده

*اگه عشق نیست پس چیه؟!



اگه وقتی التماس چشمامو

می بینی اما نمی یاری به روت

اگه پرپرت می شم اما می گم

نکنه واسم بریزه آبروت



*اگه عشق نیست پس چیه؟!



اگه وقتی خیلی عاشقت بودم

زخمی کردی قلبم و رفتی کنار

داشتم از غصه می مردم ولی باز

به دلم گفتم تو تنهایی ببار



*اگه عشق نیست پس چیه؟!



اینکه می خوام مال من باشی ولی

چشات یک لحظه نگام نمی کنه

اینکه می رونی منو می گی برو

یاد تو اما رهام نمی کنه



*اگه عشق نیست پس چیه؟!



روزگار من شده رنگ چشات

آخه تاثیری نداره گریه هام

اینکه بی تاب توام خیلی زیاد

دوس دارم فقط تو باشی تکیه گام



*اگه عشق نیست پس چیه؟!



وقتی نبضم واسه تو می زنه

اگه تو امیدمی تو زندگی

وقتی که آب حیات من تویی

اما من جونو می دم به تشنگی



*اگه عشق نیست پس چیه؟!

اگه احساس قشنگ عاشقی

با خیال تو می شه زنده برام

اگه اسم تورو فریاد می زنم

اگه هر ثانیه می میرم برات



*اگه عشق نیست پس چیه؟!



روزای بی تو اگه جهنمه

اگه هر دقیقه بی تاب توام

آرزوی قلبیمه اگه می خوام

واسه یکبار بگی تو خواب توام



*اگه عشق نیست پس چیه؟!



وقتی رد پاهاتو حس می کنن

همه توی تک تک ترانه هام

وقتی می خوام تو کنار من باشی

تا به پایان برسه بهانه هام



*اگه عشق نیست پس چیه؟!



اگه چشمای تو دنیای منه

دو تا دست تو اگه بال منه

اگه می خوام که همه خوب بدون

شب چشمات تا ابد مال منه



*اگه عشق نیست پس چیه؟!



اگه رفتی بی تفاوت از پیشم

اگه مردم اگه داغونت شدم

عاشقت بودم منو زدی کنار

اگه محو و گیج قانونت شدم...



وقتی گفتی پشیمون و نادمی

پذیرفتم تورو با آغوش باز

بعد دوباره قال گذاشتی دلم و

جاگذاشتی منو با یه دنیا راز



تو سوالایی که گنگ و مبهمه

"نمی دونم" "اگر" "آیا" "چرارفت؟"

چشامم که دیگه سویی نداره

خیره مونده باز روی ساعت هفت



شنیدی اگه یه روز ترانه مو

این ترانه ای که با تو جون داره

واسه یک لحظه یه یاد من بیافت

که می خواد سر روی شونت بزاره
نوشته شده در جمعه سی ام دی 1390ساعت توسط مهدی| |

پای یک درخت رسید ،***** صدای خوبی شنید

 

نگاهی کرد به بالا ،***** صاحب صدا رو دید

 

یه قناری بود قشنگ ، *****بال و پر ، پر آب و رنگ

 

وقتی جیک جیکو می‌کرد ،***** آب می‌کردش دل سنگ

 

قلب زاغ تکونی خورد ،***** قناری عقلشو برد

 

توی فکر قناری ، ***** تا دو روز غذا نخورد

 

روز سوم کلاغه ، ***** رفتش پیش قناری

 

گفتش عزیزم سلام ، ***** اومدم خواستگاری

 
نگاهی کرد قناری ، ***** بالا و پایین، راست و چپ
 
 
پوزخندی زد به کلاغ ،***** گفتش که عجب! عجب
 
 
منقار من قلمی ،***** منقار تو بیست وجب
 
 
واسه چی زنت بشم؟***** مغز من نکرده تب
 
 
کلاغه دلش شیکست ،***** ولی دید یه راهی هست
 
 
برای سفر به شهر ،***** بار و بندیلش رو بست
 
 
یه مدت از کلاغه ،***** هیچ کجا خبر نبود
 
 
وقتی برگشت به خونه *****از نوکش اثر نبود
 
 
داده بود عمل کنن ، ***** منقار درازشو
 
 
فکر کرد این بار می‌خره ،***** قناریه نازشو
 
 
باز کلاغ دلش شیکست ،***** نگاه کرد به سر و دست
 
 
آره خب، سیاه بودش! ***** اینجوری بوده و هست
 
 
دوباره یه فکری کرد ، ***** رنگ مو تهیه کرد
 
 
خودشو از سر تا پا ،*****رفت و کردش زرد زرد
 
 
رفتش و گفت: قناری!***** اومدم خواستگاری
 
 
شدم عینهو خودت ،***** بگو که دوسم داری

                                        

                                        اخمای قناریه ،***** دوباره رفتش تو هم

 
کله‌مو نگاه بکن ،***** گیسوهام پر پیچ و خم
 
 
موهای روی سرت ،***** وای که هست خیلی کم
 
 
فردا روزی تاس می‌شی!***** زندگی‌مون میشه غم
 
 
کلاغ رفتش خونه *****نگاه کرد به آیینه
 
 
نکنه خدا جونم !*****سرنوشت من اینه؟!
 
 
ولی نا امید نشد ،*****رفت تو فکر کلاگیس
 
 
گذاشت اونو رو سرش ، *****تفی کرد با دو تا لیس
 
 
کلاه گیسه چسبیدش ،***** خیلی محکم و تمیز

 

روی کله‌ی کلاغ ،***** نمی‌خورد حتی لیز

 
 
نگاه که خوب می‌کنم ،***** می‌بینم گردنتو
 
 
یه جورایی درازه ، ***** نمی‌شم من زن تو
 
 
کلاغه رفتشو من ،***** نمی‌دونم چی جوری
 
 
وقتی اومدش ولی ، ***** گردنش بود اینجوری
 
 
خجالت نمی‌کشی؟*****واسه گوشتای شیکم!؟
 
 
دوست دارم شوهر من ، *****باشه پیمناست دست کم!
 
 
دیگه از فردا کلاغ ،*****حسابی رفت تو رژیم
 
 
می‌کردش بدنسازی ، *****بارفیکس و دمبل و سیم
 
 
بعدش هم می‌رفت تو پارک ،*****می‌دویید راهای دور

 

آره این کلاغ ما ،‌*****خیلی خیلی بود صبور

 
واسه ریختن عرق ، *****می‌کردش طناب‌بازی
 
 
ولی از روند کار ، *****نبودش خیلی راضی
 
 
پا شدی رفتش به شهر ،***** دنبال دکتر خوب
 
 
دو هفته بستری شد ، *****که بشه یه تیکه چوب
 
 
قرصای جور و واجور ،*****رژیمای رنگارنگ
 
 
تمرینهای ورزشی ، *****لباسای کیپ تنگ
 
 
آخرش اومد رو فرم ،*****هیکل و وزن کلاغ

 

با هزار تا آرزو ، *****اومدش به سمت باغ

 
وقتی از دور میومد ، *****شنیدش صدای ساز
 
 
تنبک و تنبور و دف ، *****شادی و رقص و آواز
 
 
دل زاغه هری ریخت !***** نکنه قناریه؟

                                          

                                            شایدم عروسی *****بازای شکاریه

 
دیدش ای وای قناری ، *****پوشیده رخت عروس
 
 
یعنی دامادش کیه؟*****طاووسه یا که خروس؟
 
 
هی کی هست لابد تو تیپ ، *****حرف اولو می‌زنه!
 
 
توی هیکل و صورت ،‌ *****صد برابر منه
 
 
کلاغه رفتشو دید ،*****شوهر قناری رو
 
 
شوکه شد ، نمی‌دونست، *****چیز اصل کاری رو!
 
 
می‌دونین مشکل کار ،***** از همون اول چی بود؟

 

کلاغه دوچرخه داشت ،‌*****صاحب بی ام و نبود

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت توسط مهدی| |

به حق عشقت یا حسین حاجتمو خدا میده

 

اون روزی که جنازمو مردم رو شونه می برن

 

میگن که این حسینیه جهنمش نمی برن

 

---------------------

کربلا را تو مپندار که شهری است میان شهرها و نامی است میان نامها

 

، نه! کربلا حرم حق است

 

و هیچ کس را جز یاران امام حسین (ع) راهی بسوی حقیقت نیست

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت توسط مهدی|

به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند،

و در آشکارا

از آنانی که دوستمان دارند غافلیم.

شاید این است دلیل تنهایی ما

"دکتر علی شریعتی"

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت توسط مهدی|


کجایی که از غمت ناله میکند عاشق وفادار

گلنار گلنار

کجایی که بی تو شد دل اسیر غم دیده ام گهربار

گلنار گلنار

دمی اولین شب آشنایی و عشق ما به یاد آر

گلنار گلنار

در آن شب تو بودی و عیش و عشرت و آرزوی بسیار

چه دیدی از من حبیبم گلنار

که دادی آخر فریبم گلنار

نیابی ای کاش نصیب از گردون

که شد ناکامی نصیبم گلنار

بود مرا

در دل شب تار

آرزوی دیدار

تا به کی پریشان

تا به کی گرفتار

یا مده مرا وعده وفا راز خود نگهدار

یا به روی من خنده ها بزن قلب من بدست آر

چه دیدی از من حبیبم گلنار

که دادی آخر فریبم گلنار

نیابی ای کاش نصیب از گردون

که شد ناکامی نصیبم گلنار

نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت توسط مهدی|

یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو

ای پرنده به کجا؟ قدر دگر صبر بکن

آسمان پای پرت پیر شود بعد برو

هستیم حسرت لبخند تو را می بارد

صبر کن عشق نمک گیر شود بعد برو

تو اگر کوچ کنی بغض گلو می شکند

صبرکن گریه زمینگیر شود بعد برو

نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت توسط مهدی|

برقص

 

بی هوابرقص

 

نترس

 

کوچه امن است

 

تاب بزن

پیچ بزن

گیج بزن

اما

اما حرمت عشق را

گند نزن

 

 

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت توسط مهدی|

یک بوسه ز لبهای تو در خواب گرفتم
 
 
 
گویی که گل از چشمه مهتاب گرفتم

 
 
هرگز نتوانی که ز من دور بمانی
 
 
 
 
چون در دل خود عکس تو را قاب گرفتم
نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت توسط مهدی|


بازم آتش به جان زد جدایی

عمر من ای گل طی شد بهر تو

وز تو ندیدم جز بدعهدی و بی وفایی

با تو وفا کردم تا به تنم جان بود

عشق و وفا داری با تو چه دآرد سو

آفت خرمن مهر و وفایی

نو گل گلشن جور و جفایی

وز دل سنگت آه

دلم از غم خونین است

روش بختم اين است

از جام غم مستم

دشمن می پرستم

تا هستم

تو و مست از می به چمن

چون گل خندان از مستی وگریه من

با دگران در گلشن نوشی مي

من ز فراغت ناله کنم تا کی

تو و می چون ناله کشیدن ها

من و چون گل جامه دریدن ها

ز رقیبان خواری دیدن ها

دلم از غم خون کردی

چه بگویم چون کردی

دردم افزون کردی

 

برو ای از مهر و وفا عاری

برو ای عاری ز وفاداری

بشکستی چون زلفت عهد مرا

 

دریغ و درد از عمرم

که در وفایت شد طی

ستم به یاران تا چند

جفا به عاشق تا کی

نمی کنی ای گل یک دم يادم

که همچو اشک از چشمت افتادم

تا کی بي تو بود

از غم خون دل من

آه از دل تو

گر چه ز محنت خوارم کردی

با غم و حسرت یارم کردی

عشق تو دارم باز

بکن ای گل با من هر چه تواني ناز

هر چه تواني ناز

کز عشقت می سوزم

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت توسط مهدی|

Design By : Night Melody